تبليغاتX
گلشن راز

آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

گلشن راز



نارنگی

بوی نارنگی

بوی ماه مهره

همیشه اولای ماه مهر تو کلاس بوی نارنگی  میومد

وقتی زنگ رو میزدن

همه بچه ها از تو کیف یه نارنگی در می اوردن و با ولع می خوردن

می خندیدن

عمیق ترین خنده ها مال مدرسه بود

بی هیچ دغدغده ای

چه حال و هوایی داشت

بوی مهر.

سال 68 بود که رفتم کلاس اول یعنی 20 سال پیش

هیچ وقت نمی دونستم 20 سال آینده اینطوری  از اون یاد میکنم

چه دنیایه کوچیکی داشتم

فقط به 2 تا دفتر و مداد ختم میشد

حالا اگر هزاران دفتر رنگارنگ هم ببینم شاید یک لحظه شادی کنم

دلم واسه اون روزا تنگ شده

شبی که از خوشحالی خوابم نمیبرد واسه اینکه فردای اون روز معلم داشتیم ولی درسی نداشتیم

همیشه دوست داشتم  تو مدرسه درس نمیدادن و فقط بازی میکردم

فقط بازی و خنده

و حالا سالها از اون روزا میگذره

و من هنوز روز اول مهر رو با تمام وجود دوست دارم..........


چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط سارا |

احسان

می دانم که هستی

می دانم

پس بمان برای من

محبتت را می خواهم که نوازشگر احساسم باشد

شانه هایت را می خواهم که تکیه گاه من باشد

دستانت را می خواهم که گرمی زندگی من باشد

چشمانت را می خواهم که تمام حرفهای نگفته ام باشد

صدایت را می خواهم که لالایی شبهایم باشد

ای خوب من

ای مهربان

من چیزی برای تو ندارم

تنها قلبم را دارم

که آن هم تمنا می کنم

از من پذیرا باشی

احسان عزیزم تولد مبارک

سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 توسط سارا |

تشکر

من از درختان که زندگیم را پر بار کرده اند

تشکر کرده ام

اما از یاد آوری علفها که آن را سبز نگه داشته اند

کوتاهی کرده ام

جمعه ششم شهریور 1388 توسط سارا |

خانه

یک خانه

فقط یک خانه  است

تا زمانی که عشق به آن پا بگذارد

و عشق

فقط به سوی بعضی از خانه ها که خاک فرشتگان را دارند

می آید

چهارشنبه هفتم مرداد 1388 توسط سارا |

تولدم مبارک

دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 توسط سارا |

دیوونه

دلم گرفته

بعضی موقعه ها احساس می کنم دیوونم

آره.دیوونه ها  مثل بقیه آدمان!!

بعضی هاشون از بس که می فهمن دیوونه شدن

مگه نه؟؟؟

وقتی دلم می گیره باید چی کار کنم؟

برای چیزایی اشک می ریزم

که رفتن دیگه زمونشون گذشته

هیچ راهی هم واسه بر گشتش نیست

از طرفی هم نمی تونم این دل و راضی کنم و بگم

بابا  دیوونه شدی از بس که فکر کردی

مردی

عمرت رفت این روزا رو داری از دست میدیدی

ولی چیکار کنم

نمیشه نمیشه

واسه همینه که میگم دیوونه شدم

 اینگار یه حس نیست

زدم به سیم آخر

یعنی خیلی می فهمم و سرم میشه؟

نه بابا!!!!!!!!!!!!!!!!

ایول ایوله ایول

من خل و دیوونم  ایول


پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388 توسط سارا |

بهاری

تو  بهاری؟

نه

بهاران از توست.

از تو می گیرد وام

هر بهار این همه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو !

 

پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 توسط سارا |

نگاه

از نگاه قلبی پاک و خالص

همه چیز شدنی است

اگر بپرسی گیتی در حال چه کاری است

میگویم گوش ایستاده

 که تک تک خواسته های تورا

بشنود

چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388 توسط سارا |

خاطره

عشق خاطره ایست که زمان را

توان نابودی آن نیست

نوایی است روح پرور

شاد و خوش آهنگ

نوای که ترنم آن به گوش نمی رسد

 

جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 توسط سارا |

شاد

سال ۸۷ با تمام خوب و بدش رفت

نمی دونم بگم که سال خوبی بود یا نه

آخه هم توش غم بو هم خنده

اینقدر زود گذشت که هنوز باورم نمیشه فروردین ۸۸ داره تمام میشه

یه روزایی آروز و می کردم بزرگ شم

برم دانشگاه

ازدواج کنم

همه اینا شد خیلی زود تر از اون چیزی که فکرشو می کردم

ولی حالال دارم می گم یادش به خیر کلاس اول

رفتن مدرسه خاله بازی بدن هیچ فکری

نمی دونم باید خوشحال باشم یا ناراحت

وقتی میبینم  الهام عزیزم تو ۲۰ سالگی از این دنیا رفت با یه دنیا آرزو

وقتی میبینم یکی دیگه تو ۸۰ سالگی  رژیم می گیره که لاغر شه

یه حالی میشم

که ارزش این دنیا چیه

نمی دونم تا کی زندم

ولی بازم آرزو دارم

هنوز بچه ای ندارم

ولی میدونم اینم   وقتی میاد اینقدر زود بزر گ میشه

که دوبار این دوران واسم آرزو میشه

الهی دل همه شاد باشه

هرچند که نمیشه

شادی با غم معنی پیدا می کنه

ولی بازم آرزو میکنم الهی دل همه شاد باشه

دل منم شاد باشه

 

پنجشنبه بیستم فروردین 1388 توسط سارا |

???? ???? ????? ???????????
frees.blogfa.com

خدمات وبلاگ نويسان-بهاربيست